تبليغاتX
هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

از تنهایی ها فرار کردم و به دنبال تو می گردم

سلام ٬ خیلی ممنون از این همه نظراتی که به من دارید نظرم برگشت یعنی زیاد تغییر نظر می دم این هم یکیش نمی شه از وبلاگ گذشت حالا اومدم با چیزایی که به نظر من زیبا هست امیدوارم که شما دوستای خوبم هم خوشتون بیاد از دوستای جدید هم خیلی ممنون دیگه از امروز همه رو تو لینکم می زارم و مثل گذشته بی وفا نمی شم آخه از این شعره یاد گرفتم که بی وفا نباشم باز خوبه که فهمیدم نه  اینم اون شعره :

در خواب ناز بودم شبي

 ديدم كسي در ميزند

 در را گشودم روي او

  ديدم غم است در ميزند

 اي دوستان بي وفا

 از غم بياموزيد وفا

 غم با ان همه بيگانگي

 هر شب به من سر ميزند

مهربونم اومد ٬ مهربون بود و مهربون موند و مهربون خواهد ماند    

ما که رفتیم  از اول دست بد بیاری بود ٬ آخر روزای خوبمون که گریه زاری بود 

روزای بد میان و روزای بد تر میان  ٬ از دل غم زده ی من نمی دونم چی می خوان

روزگار چزخید و من اسیر دردم شدم ٬ توی بد بیاری هام راهی زندان شدم

خلاصه ای روزگار خنجرت و به ما زدی ٬ ولی من با این غزل می گم که اشتباه زدی

حالا اشک خون به چشم این و واست می خونم ٬ الهی که دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم

*********************************************************************

یار قسم خورده دیدم شده غریبه

خواب کسی رو دیده خواب منو ندیده

گفتم که یار نازنین شیشه دلم چی می شه

گفت که دیگه خسته شده با سنگ زده به شیشه

منم عکسشو پاره کردم فکر یه چاره کردم

خوب دیگه اینم از شعرای من حالا می خوام حرفامو بزنم خواهرم فاطمه امروز منو کشت ازش عکس گرفتم حالا چون خوشگل شده می زام تو وبلاگم البته با اجازه خواهرم ها  

فاطمه خواهر گلم

ببین چه رمانتیک    حالا مزه داد بهش میگه فردا ازم عکس بگیر بزار تو وبلاگت  عجبا!!!!!!!!! خوب دیگه ..........

امیدوارم که پست جدیدم خوب باشه در ضمن خوشحالم میشم که بهم پیشنهاد بدیدکه در چه موردی بنویسم  مرسی دوستای خوب و مهربونم

خدانگهدار همه ی دوستای خوب    

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط مائده |


 آبی تر از آنیم که بيرنگ بميريم از شيشه

 نبوديم كه با سنك بميريم تقصير كسي نيست كه

 اينكونه قريبيم شايد كه خدا خواست كه

 دلتنگ بميریم

مهربانم بر گرد شاید امیدی باشد شاید خدا خواست شاید .....

اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام

چشمای نجیبت وقتی ازم دورن امیدی ندارم به شبا

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط مائده |


 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>