تبليغاتX
هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

از تنهایی ها فرار کردم و به دنبال تو می گردم

آب و ریختم پشت سرش گفتم نمیشه که نری

با یه صدای خسته گفت حتی تو هم مسافری

گفتم تو که بری شعرای منو پس کی باید بخونه

دیگه این آدما واسه چی باید به من بگن ديوونه؟

این دفعه رو نذار که دلم اینجوری تنها بمیره

نذار که تویه بیکسی تو غربت آروم بگیره...

سفر نرو واسه دلم خطر داره اگه بری

مهربونم،این دفعه رو نمیشه تنهام نذاری؟

خلاصه که قسمت اون سفر شدو قسمت من آوارگی

تنهاش جوابش بهونه ای برای زندگیم...

با یک نگاه خسته گفت به این دلم

گریه نکن،زود برمیگردم عاشقم

غصه نخور، زود بر میگردم سفر شده قسمت من

تو رو خدا ازغصه هات واسه من تو نامه ها حرفی نزن

گریه اثر نداره،میام پیشت عزیزم

کاری نکن که اونجا منم اشک بریزم!

شب که میشه برو پیش اسمون

تا صبح به یاد من پیش ستاره هات بمون

دعا کن که یه روز دوباره بیاد کنارت،زیبات

نذار بدون من یه وقت خاک بگیره رنگ صدات

یه وقت بدون من شعر تنهایی نگی

اگه دیدی نیومدم یه وقت نذاری و بری

عکسا و هدیه هامم بذار که پیشت بمونه

نذار بدون من به تو بگن که این همونه...!

دنیا همینه نازنین،منتظرم فقط بشین

یکی باید بره سفر،اون کی هم خودت ببین!

نکنه تویه تنهایی اشکی از چشمات بریزه

حتی اگه نباشی اشکت برام عزیزه...

بدون من همیشه شعراتو زیبا بگو

نذار که از یادت بره رنگ قشنگ آرزو

اگه غصه اومد سراغت نکنه بگی که آره !

نذار بدون من نیاد پیشت ستاره...

سفرم تموم میشه ، دست من نیست روزگار

تو رو خدا بدون من یه وقت برای من نبار...

دوسم داری من میدونم اما مجبورم که برم

خودت که بهتر میدونی هر چی بگی مسافرم

بدون عکس ما دو تا همیشه کنارمه

شعرای قشنگ تو همیشه یادگارمه

..........منو ببخش اگه دیگه ندیدمت

همیشه منتظر بمون به عشقی که هست تو دلت

شاید همو ندیدیم،تو رو خدا منو ببخش

عزیزم تو بی منم ستاره ای،پس بدرخش

یه وقت عشق منو فدای چشمات نکنی

بی منو یاد من نذاری یه شب تنها بری

دیگه نگو که بیوفام،میدونی قسمتم سفره

بی وفا نیستم عزیزم،نذار دلت رو هیچکس ببره

تنهای میدونم که خیلی سخته،اما منم به خدا همینم

فدای سر ما دوتا اگه دیگه تو رو ندیدم

دلای ما شیشه ایه ، نذار دلامون سنگ بشه

میام سکوتو میشکنم،نذار دلت تنها بشه

عزیزم من نمیخوام دلت رو بشکونم

به خدا آرزومه منم پیشت بمونم...

گریه بسه ، نباید دیگه چشمات بباره

بدون بدون تو شب منم سیاهه

دیگه من باید برم فدای عشقت و خودت

فقط بدون دوست دارم،اگه نشد فدای سرت!

اون گذاشتو رفت پی روزگارش

با تموم این حرفا ولی یادش رفت بهارش!

نشد بهش بگم نرو حرفام یه جور امید بود

وقتی میگفت "فدای سرت"بغضش چقدر شدید بود

آب و ریختم پشت سرش...نشد دیگه بخندم

کاش که میشد معجزه شو لااقل بهفمم

اون رفتو نشد که حرفامو بگن بهش

من دیگه تا آخر عمر نتونستم ببینمش

گفت بر میگرده ولیکن الان خیلی گذشته

از اولم میدونستم اون واسه همیشه رفته !

زیبا ببخش نشد که من اون حرفا رو بگم بهت

همیشه منتظرتم،دوست دارم، یادت باشه فدای سرت...

فدای تو ، فدای درد رفتنت،منتظرم،فدای سرت


                                    

               

به دو مناسبت آپ کردم اول این که وبلاگم یک ساله می شه و بعدیش هم تولدمه سال گذشته خیلی ها اومدن و اما الان نیستن امیدوارم که هر جا هستن خوش و خرم باشن

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط مائده |