تبليغاتX
هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

از تنهایی ها فرار کردم و به دنبال تو می گردم

نیستش

نمیدونم کجاس؟

چه میکنه؟

ولی میدونم که

ندارمش!!!

نمیخواستم تو رو تو گم ترین "آرزوهام" ببینم

نمیخواستم که بی تو به "دیوارها " بگم "دوست دارم".

دیگه دل نمیمونه

مثه دل کبوتر میزنه

دلم هنوزم میگه هنوز هم
" دوسش داره"
" دوسش داره"
" دوسش داره"



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تو این دوردستها انگار که میبینمش با کوله ایی از خاطرات پوسیده
و شانه هایی که خم شدند از بی کسی
چشمانش ندارند آن کورسویی که امیدم بودن در شبهای سرد زندگیم
چه خاطراتی که گم کردم توی پیچ و خم با تو بودن
من هنوز هم مانده ام پای این جاده ی پر برف و طوفانی
بگو تو کی میایی یا چرا از من گریزانی
فقط بگو
بگو
بگو .... "

آشنایم.........!!

""............چون تو خواستی ..........""

گفتنی ها را گفتم و اکنون در پشت دیوار های " سکوت "  گم شده ام .

من همیشه هستم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط مائده |


از دوردستها

صدایت را می شنوم

که مرا به سوی خود می خوانی

            چه زیباست

                        به سوی تو دویدن

            و در آغوش تو

 آرام گرفتن

آن لحظه دیگر دنیایی

            جز دنیای ما وجود ندارد

 

 

 

 

 

تولدم مبارک

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط مائده |


می دانی؟؟

 

یک سال دیگر هم گذشت ای کاش !!

 

..........چه با من ، چه بی من ...........

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط مائده |