تبليغاتX
هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

از تنهایی ها فرار کردم و به دنبال تو می گردم

این بار را بهانه ی دلتنگی است و نوشتن

چقدر خوب بود ۲سال پیش . نه خیر ۱ سال پیش چرا دور می روم . همین دیروز های خوبم را . مرور کردم بودن و نبودن هایم را ، انگار همین دیروز بود . هراسی سنگین بر دلم سنگینی می کرد .

ای کاش نه می رفتم و نه می ماندم .

کم نیست خاطرات من و یادهای من ، نمی دانستم روزی من هم اینگونه فراموش می شوم و نمی بینندم .

نه تاب گفتن به تو را دارم و شرمساری نزد خدا را که مانع می شود چیزی بر لب نیارم . احساسم را گره کور زدم ، نمی توانم بازش کنم ، خدایا کمکم کن

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط مائده |


کفش هایم که پر از خستگی اند نقشی از نوعی دلبستگی اند...

دستهایم که نیاز آلودند .

 همه ی عمر به سویت بودند.

 باز هم پاشو فداکاری کن.. آرزوهای مرا یاری کن...

نمي دانم چه مي خواهم بگويم؟؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط مائده |