می دانی روزت را چه می کنم؟
عکست روی میز و مولودی و شربت و یک دنیا جای خالی تو ........ چندروز بیشتر نمانده تا یک سال بی پناهی هامان دیگر اکنون ساعت ها تیک تیکشان شروع به نواختن ثانیه های یک سال و دور گرد سالانه را می کند . در چنین روزی و در چنین ساعتی و چنین جایی پدر وعده ی دیدارمان تا به قیامت
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط مائده |