هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست
از تنهایی ها فرار کردم و به دنبال تو می گردم
شرم از باران
چشمهایم را زیر باران شستم گفتند باران خود مظهر پاکیست چرا دیگر می شویی گفتم این چشمها آنقدر ناپاک و آلوده اند که من از قطره های پاک باران شرم دارم
چشمهایم را زیر باران شستم
گفتند باران خود مظهر پاکیست
چرا دیگر می شویی
گفتم این چشمها آنقدر ناپاک و آلوده اند
که من از قطره های پاک باران شرم دارم
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط مائده |
تلخترین لحظاتت رو کسی می سازه که روزی شیرین ترین لحظاتت رو می ساخت ^^^^^^^^^^^^^^رنگین کمان پاداش کسی هست که به انتظار باران نشسته است
صفحه نخست پست الکترونیک
نامه هایی که هرگز خوانده نمی شوند روزهای تنهایی پسر عمو مریم هنوز تاج داره علی آقا دوست همیشه مهربان بهناز شاعرانه احمد عاشق تنها جوانی بگذرد تو قدرش را ندانی خاطرات یک دانشجوی تبریزی هر چی تو بگی ( یه بنده خدا ) دیوار سکوت ستاره های سربی میکا ع..ش..ق.. و دیگر هیچ
RSS
blogskin.blogfa.com>