تبليغاتX
هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست - باران که ببارد ........ آواز قلبم شنیدنی است

هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست

از تنهایی ها فرار کردم و به دنبال تو می گردم

صداي تكِ تكِ ساعت، دگر نمي‌آيد

نباش منتظرش! رهگذر، نمي‌آيد

نمي‌شود به خدا باورم، كه مي‌گويند:

مسافر تو دگر از سفر نمي‌آيد...

مگو ترانه بخوان و مگو غزل بـِسُراي

چرا كه با غزل من پدر نمي‌آيد

بنال اي دل عاشق، كه خوب مي‌دانم

تو را نموده فراموش اگر نمي‌آيد

در انتظار، دل من، نباش، بيهوده!

چرا كه هست يقينم، دگر نمي‌آيد

 

پدر دیگر خسته ام  چگونه دلت راضی به این جدایی ست ..... پدر می خواهم داد بزنم دلم برایت تنگ شده ، پدر داغ تو کمر مارا شکست و حرف های مردم خودمان را ..... کاش بودی تا چهره ی نیمه واقعی همه را می دیدی ............................ می دانم تو هم مثل من خسته ای  خوشا به حالت ......... آدمهای اینجا داغ تو را در مراسم به رخ ما می کشند و دلهایمان را خالی می کند و یتیم شدنمان را بر سرمان می زنند .....نیستی که ببینی گوشه گوشه های قلبمان را آشنایان مانند غریبان بی رحم خنجری می کشند و می روند .......از یکی مثل خودم شنیدم یتیم که شدی مثل سکه بی ارزش می شوی کاش  به این زودی ها این قدر بی ارزش نمی شدیم. با همه این حرف ها بهشت را برایت آرزو مندم و برایت شادی روح را آرزو می کنم و امید وارم که فرزندان پاک و لایقی برایت باشیم ....

 

پدر...!       

بغضهایم را ......... به ابرها می دهم

چشم هایم صورتت را ........ به خاطر می آورد

خاطراتم روی موج های دیروز در گذرند

و قلبم را ........ از نام تو ........ پر می کنند 

                                                                                   پدر ...   

باران که ببارد ........ آواز قلبم شنیدنی است .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 7:1 بعد از ظهر توسط مائده |